عاشق

خرید بک لینک

روزی مجنون از روی سجاده شخصی عبور کرد

مرد نمازش را شکست و گفت:

مردک در حال راز و نیاز با خدا بودم ، برای چه این رشته را بریدی؟

مجنون لبخندی زد و گفت:

عاشق بنده ایی بودم و تو را ندیدم ، توعاشق خدا بودی چطور مرا دیدی؟

سکوت حرف اخره...

ما را در سایت سکوت حرف اخره دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 21:22

صفحه بندی